سال کهنه ... سال نو !

 

همیشه این روزهای پایانی سال برایم جالب بوده است !شیرینی خاص یک شروع جدید همراه با حسرت از دست دادن یک چیز قدیمی که می دانی خواهی نخواهی باید برود . این دویدنهای پایانی سال و روزهای پر از انرژی مثبت و شادی که همه را به جنبش وا می دارد حتی اگر دغدغه های ذهنی حسی برای حرکت برایشان نگذاشته باشد .

در سالی که می رود خیلی چیزها در زندگی من و همه ما عوض شده است . شروع شیرین یک کار تازه ٬ یافتن یک دوست خوب و یا خیلی تغییرات قشنگ دیگر که همه ما با شادی آنها را به سال جدید خواهیم برد . ولی لحظات سختی هم بوده . ناامیدی ها ٬ شکستها و تلخی کشف بعضی واقعیتها ... نمی توان گفت ای کاش می شد همه لحظات تلخ و شکستها را به سال قدیمی سپرد تا با خود ببرد چون غیر ممکن است ولی می توان از همه شکستها و تجربه های تلخ سالهای قبل درس گرفت برای شروع بهتر یک سال نو ٬ زندگی نو و عادتهای جدید !

قطار زندگی با شادی و غم ما از حرکت باز نخواهد ایستاد و زندگی همیشه جریان خواهد داشت پس چه بهتر که اگر زمین خورده ایم یا مایوس و ناامید شده ایم دستمان را به زانو بگیریم ٬ برخیزیم ٬ یا علی بگوییم و دوباره ادامه دهیم ولی تجربه های حاصل از شکست را فراموش نکنیم و نگذاریم مسیر زندگی دوباره ما را به سوی ساده لوحی و اشتباهات قبلی سوق دهد .

و  یادمان باشد  تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

تولد

صبح است ...

 مثل هر روز جلو آیینه ایستاده ام و به چهره آشنا در آیینه لبخند می زنم . یک دفعه چند چروک ریز می نشیند زیر چشمهایم روی آیینه ... خنده ام می گیرد ! انگار تمام این سالها که بر من گذشته از زیر چشمهایم عبور کرده اند  که جای پایشان اینطور بر جای مانده ... 

غمی نیست ! خدا را شکر می کنم که این سالها از قلبم عبور نکرده اند و این چروکها بیشتر اثر خنده اند تا گریه ...

امروز سی و هشت ساله شدم

رهایی !

امروز استاد یوگا گفت " وابستگی ذهنی و عاطفی شما به هر فردی باعث می شود که به همراه فراز و نشیب های روحی او ٬ شما هم دچار آشفتگی ذهنی شوید و آرامش درونیتان مختل شود . پس رها شوید از هر گونه وابستگی به پدر ٬ مادر ٬ همسر ٬ فرزند و به عزیزانتان دلبسته باشید نه وابسته ... "

و من از امروز صبح تا بحال فکر می کنم که چقدر رسیدن به این مرحله سخت است و چه تلاشی می طلبد !!!

 شاید بهتر است رسیدن به این مهم برای همه ما در دستور کار سال جدید قرار گیرد ...

غیبت کبرِی

غیبت من خیلی طولانی شده ! می دانم

سرم خیلی شلوغ بوده و هست ... مقدمات یک سفر کوتاه ٬ خود سفر و حالا هم تغییر دکوراسیون و خانه تکانی

به محض اینکه کمی به کارهایم سر و سامان بدهم برمی گردم