سفرنامه لندن (5) - خداحافظ لندن !!!

 

دیروز حدود ساعت ۱۱ صبح از هتل به مقصد  چرخ فلک بزرگ لندن  (London Eye) حرکت کردیم . دلیل سوار شدن بر این بازیچه عظیم ساخت دست بشر اصرارهای محمد بود که از دبی بد جوری به آن پیله کرده بود و من که از بچگی همیشه از چرخ فلک حوصله ام سر می رفت ٬ هیچ جوری نتوانستم از زیر سوار شدن بر آن شانه خالی کنم  ولی به هر شکل این چرخش نیم ساعته و دیدن شهر عظیم لندن از آن بالا خالی از لطف نبود . بعد از آن هم یک گردش آبی بر روی رودخانه تیمز و گرفتن نزدیک به صد عکس از ساعت بیگ بن  و ساختمان مجلس    و لندن گردی با پای پیاده ... اواسط راه آقای پدر پیشنهاد گرفتن تاکسی را مطرح کرد ولی من رد کردم چون دوست دارم مکانهای جدید را با پای پیاده کشف کنم نه از شیشه یک تاکسی در حال عبور . به هر شکل ساعت ۶ عصر بود که خسته و از پا افتاده رسیدیم به هتل . خیلی خسته شدیم ولی مزه این پیاده روی در هوای پاییزی لندن با آن باد و باران ملایم را هرگز فراموش نمی کنم  .

خستگی دیروز باعث شد امروز به خانواده مرخصی بدهم (اگر به خودم بود دوباره را می افتادم دنبال یک موزه دیگر و دیدن کلیسای بزرگی که دیروز از جلوی آن رد شدیم و از شانس بد ما درب آن روزهای چهارشنبه بسته بود ) و مثل یک مامان خوب به همراه آقای پدر بچه ها را بردیم هاید پارک  . این پارک بزرگ ٬ زیبا و سرسبز همان مکانی است که در آن می توانید به هر کسی که می خواهید بد و بیراه بگویید ٬ راه پیمایی کنید و شعار بدهید . البته استثنایی هم وجود دارد پشت سر ملکه نمی توانید حرف بزنید  . نهار را در هاید پارک و در رستوان دل  خوردیم که منظره و مکان جالبی داشت ولی غذایش چندان تعریفی نبود .

 امشب را قرار است با دوست ساکن لندن و همسرش بگذرانیم و فردا صبح جمع و جور و بستن چمدانها و شب خداحافظ لندن  

یاداشت بعدی را به امید خدا از دبی می نویسم تا آن زمان بدرود

 

پنجشنبه ۲ اکتبر ۲۰۰۸ - ساعت ۱۷ به وقت لندن

 


 

- اگر دوست دارید عکس هر کدام از این مکانها را ببینید بر روی اسم آن کلیک کنید

- هیچ کدام از این عکسها و سایر عکسهایی که تا به حال در این وبلاگ گذاشته شده از آثار هنری من یا آقای پدر نیست . همه را از اینترنت سرقت کردم

- برای خواندن یک سفرنامه لندن دیگر از دوستی دیگر و با نگاهی کاملا متفاوت توصیه می کنم به وبلاگ  کاکتوس تیلا سر بزنید . بویژه قسمت اول لندن گردی را از دست ندهید

سفرنامه لندن (4) - در کنار تندیس مشاهیر و آثار باستانی به سرقت رفته !

 

حوالی ظهر بود که به موزه مادام توسو رسیدیم و رفتیم برای دیدن مجسمه های مشاهیر و صد البته گرفتن عکس با آنها . همیشه شنیده بودم که این مجسمه ها خیلی واقعی بنظر می رسند ولی در بعضی موارد باور اینکه این تندیس های زیبا بی جان هستند واقعا دشوار بود . ما هم تقریبا هیچ کدام را بی نصیب نگذاشتیم و با همه عکس گرفتیم . من با لئوناردو دی کاپریو ٬ جورج کلونی ٬ جانی دپ و ...  آقای پدر با بیونسه ٬ مرلین مونرو ٬ آیشواریا رای و ...  محمد با اسپایدر من ٬ آرنولد ٬ دیوید بکهام و ...  و غزل همراه با همه  چون دائم توی کادر بود    و یک عکس خانوادگی به همراه ملکه انگلیس و همسرش که خیلی حرفه ای گرفته ٬ چاپ و قاب شده  . در قست آخر سوار بر قطاری شدیم که کابینهای آن شبیه تاکسی های معروف شهر لندن است و قسمتهای مهم تاریخ شهر لندن را مرور کردیم (هزینه ساخت این ریل و قسمتهای جالب و مجسمه های آن  ۱۰ میلیون پوند (حدود ۱۷۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان ) بوده است) .

 

منشور آزادی کورش بزرگ

 

بعد از دیدن موزه مادام توسو در حالی که سرمان از دیدن این همه آدم معروف در یک روز گیج می رفت  به دیدن موزه بریتانیا رفتیم . بی تردید اگر کسی کوچکترین شکی داشته باشد که کشور انگلیس در طول قرنهای متمادی مردم دنیا را غارت کرده ٬ تنها با دیدن این موزه شک او به یقین تبدیل می شود . در این موزه گرانبهاترین و ارزشمندترین آثار تاریخی هفتاد و دو ملت دنیا نگهداری می شود از آشوریان بگیر تا مصر ٬ روم ٬ چین ٬ ایران و این تازه اول عشق است ... . در این جا احساس حیرت ٬ تحسین و خشم همه با هم انسان را درگیر می کند . این که آثار ارزشمند کشورت را در جای دیگری ببینی چندان خوشایند نیست ولی وقتی به یادگاریهای نوشته شده روی سنگهای تخته جمشید و میخ طویله های فرو رفته در دیوارهای مساجد کهن و سایر بلاهایی که بر سر آثار باستانی بی بدیل و گرانبهای داخل کشور می آید ٬ فکر می کنی به این نتیجه میرسی که شاید بهتر باشد این آثار در جایی دیگر و با شرایطی علمی تر و مناسبتر نگداری شوند . این طوری شاید آیندگان بیشتری بتوانند از گذشتگان خود خبر بگیرند و به آنها افتخار کنند .

 

امروز لندن از صبح ابری بود و هوا نوید باران می داد . درست است که من عاشق آفتابم ٬ ولی لندن را در باران باید دید ! این قانون طبیعت است  

 

چهار شنبه ۱ اکتبر - ساعت ۰۰:۱۵ بامداد

 


بی ربط ولی جالب :

 - اگر به دیدن عکسهای سه بعدی از تخت جمشید علاقه دارید از سایت تخت جمشید  دیدن کنید .

- برای خواندن اطلاعات و متن ترجمه شده منشور آزدای کورش بزرگ از از این صفحه  دیدن کنید .

- قسمتهایی که با خط کج و توپر نوشته شده پیوندهایی (همان لینک فرنگی!) است برای صفحات مربوط به موضوع .

سفرنامه لندن (3) - کاخ باکینگهام

 

 

خانواده سلطنتی انگلستان دو ماه آگوست و سپتامبر را در اسکاتلند می گذرانند و در طی این دو ماه بعضی از قسمتهای قصر باکینگهام برای بازدید عموم مردم باز است و امروز آخرین روز بازدید تابستانی قصر بود . بنابراین بنا بر اصرارهای من که معتقد بودم ندیدن کاخ ملکه در لندن مثل ندیدن برج ایفل در پاریس است رفتیم به دیدن کاخ باکینگهام ...

نوشتن در مورد آنچه که ما دیدیم بسیار دشوار است چرا که بعضی چیزها تنها دیدنی است و نه گفتنی یا نوشتنی . چه می توان گفت از زیبایی بنا ٬ معماری باشکوه و تزئینات بی نظیرش که نفس هر بیننده ای را در سینه حبس می کند و انسان را بی اختیار به تحسین وا می دارد . از کل بنا و تالارها و آثار هنری بی بدیل آن سایه قدرت و شکوهی دیرینه را می توان احساس کرد . توصیه می کنم اگر روزی به لندن آمدید ٬ بازدید از این مکان باشکوه را حتما در دستور کار خود قرار دهید . 

نکته : لطفا برایم ننویسید که انگلیس این استثمارگر پیر در گذشته خون بسیاری از مردم دنیا را در شیشه کرده و هنوز هم می کند و ظلمها کرده در طول قرون به بسیاری از کشورها از جمله کشور خودمان و این زیبایی و شکوه قیمت سنگینی داشته برای کشورهای تحت سلطه او ٬ من همه این چیزها را خیلی خوب می دانم ولی نمی توانم از تحسین این بنای باشکوه و قدیمی و آثار هنری زیبا و منحصر بفردش که نشانه ذهن و تخیل فعال آدمی است خوداری کنم . 

 

دوشنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸ - ساعت ۹ شب به وقت لندن

سفرنامه لندن (2) - این شهر زیبا و بزرگ

 

شنبه و یکشنبه را با دوستی گذراندیم که از سال ۲۰۰۰ ساکن لندن است و حدود یک سال و نیم است که ازدواج کرده و همراه همسرش (ایرانی و اهل خاک پاک شیراز) در شمال غربی لندن زندگی می کنند . برای همین بود که در این دو روزه خیلی خوش گذشت و کلی این طرف و آنطرف رفتیم ...

لندن شهر بزرگی است (حتی بزرگتر از تهران خودمان ) در واقع بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر اروپا است و تا سال ۱۹۰۰ بزرگترین شهر روی کره زمین بوده است و هنوز هم یکی از مهمترین و بزرگترین پایتختهای دنیا محسوب می شود . با توجه به مطلب ذکر شده به جرات می توان گفت دیدن تمام قسمتهای دیدنی شهر در یک مسافرت یک هفته ای امکانپذیر نیست  .  حتی ساکنان خود لندن هم اگر ساکن شمال لندن باشند شناختی از جنوب و یا سایر قسمتهای آن ندارند ٬ درست مثل یک تهرانی اهل غرب تهران که در شرق آن گم می شود . با این وجود سیستم آدرس دهی شهر و امکانان حمل و نقل عمومی مطلوب آن باعث می شود که شما راه خود را در این شهر بزرگ و زیبا و تمیز پیدا کنید .

 بر طبق گفته دوست ما بیشتر قسمتهای دیدنی و جاذبه های توریستی لندن در حول و حوش هاید پارک و خیابانهای اطراف واقع شده بنابراین ما امید داریم که بتوانیم به نصف نقشه هایمان جامه عمل بپوشانیم . در طی دو روز گذشته ما چند ساعتی را مهمان خانه بامزه دوستمان بودیم که حدود ۱۰۰ سال قدمت دارد و حیاط پشتی آن دست کمی از پارک ندارد ٬ به یک پارک کوچک و زیبای محلی رفتیم و غروب زیبای خورشید را در لندن از فراز تپه های آن دیدیم  و از موزه نیروی هوایی و تاریخ طبیعی لندن و همچنین از رودخانه تیمز ٬ ساعت بیگ بن ٬ ساختمان مجلس ٬  چرخ فلک بزرگ و معروف (London Eye) ٬ میدان پیکادلی و ... دیدن کردیم  .

نکته ای که در مورد لندن بسیار جالب است اصرار مسئولان شهر برای حفظ ظاهر اصیل شهر و ساختمانهای قدیمی و زیبای آن است . کسی حق ندارد ساختمان قدیمی را در لندن تخریب کند ٬ فقط اجازه بازسازی دارند آنهم با حفظ نمای قدیمی بنا . برای همین شما ممکن است ساختمانهای زیادی را ببینید که از زمان الیور تویست  باقی مانده ولی داخل آنها کاملا با امکانات امروزی مدرن سازی شده و همین مسئله است که روح و حال خاص و دلنشینی را به شهر می بخشد . لندن زیبا را دوست دارم

 

و هوای لندن همچنان آفتابی است

 

دوشنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸ - ساعت ۱۲:۳۰ به وقت لندن

سفرنامه لندن (1) - اولین نگاه

 

 

پرواز راحتی داشتیم اگرچه غزل در طی پرواز به سرفه افتاد و حالش به هم خورد  و ... ولی من اجازه ندادم که به شادیم برای رفتن به تعطیلات عید فطر * خللی وارد شود .

لندن را زیبا و آفتابی یافتم و این جای بسی تعجب است چون بر طبق یک قاعده کلی لندن باید بارانی و ابری باشد ... ولی از آنجا که من عاشق آفتابم ٬ خورشید خانوم اینجا هم مرا تنها نگذاشته  و به مناسبت ورود ما با دلربایی تمام می تابد .

 اولین چیزی که بعد از خروج از فرودگاه برایم جالب بود قیافه منحصر به فرد تاکسی ها بود و نزاکت انگلیسی تمام عیار راننده مسن تاکسی که اگر در موقعیت دیگری می دیدمش فکر می کردم لابد از خانواده اعیان و اشراف است  و بعد هم لهجه زیبای انگلیسی مردم (نفس محمد با شنیدن لهجه ها تقریبا بند آمده بود )و صد البته مناظر زیبا که مرا به یاد شمال سرسبز کشور خودم انداخت ...

هتل مشرف به هاید پارک است و ما از پنجره سویت می توانیم بخشی از این پارک معروف را ببینیم . آنقدر خسته بودیم که بعد از صبحانه همه به خواب رفتیم و حالا کم کم آماده می شویم برای کشف یکی از قدیمی ترین و معروفترین شهرهای اروپا ...

 

جمعه ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۸ - ساعت ۱۴ به وقت لندن

 


* :  شاید بدانید که عید فطر اصلی ترین عید اعراب است ٬ چیزی مثل نوروز برای ما ایرانیان . از چند روز قبل از عید فطر مدرسه ها تعطیل است و ادارات تق و لق . اینست که بسیاری از ساکنان این کشورها این تعطیلات را فرصت مناسبی می دانند برای رفتن به سفر .