سال کهنه ... سال نو !
همیشه این روزهای پایانی سال برایم جالب بوده است !شیرینی خاص یک شروع جدید همراه با حسرت از دست دادن یک چیز قدیمی که می دانی خواهی نخواهی باید برود . این دویدنهای پایانی سال و روزهای پر از انرژی مثبت و شادی که همه را به جنبش وا می دارد حتی اگر دغدغه های ذهنی حسی برای حرکت برایشان نگذاشته باشد .
در سالی که می رود خیلی چیزها در زندگی من و همه ما عوض شده است . شروع شیرین یک کار تازه ٬ یافتن یک دوست خوب و یا خیلی تغییرات قشنگ دیگر که همه ما با شادی آنها را به سال جدید خواهیم برد . ولی لحظات سختی هم بوده . ناامیدی ها ٬ شکستها و تلخی کشف بعضی واقعیتها ... نمی توان گفت ای کاش می شد همه لحظات تلخ و شکستها را به سال قدیمی سپرد تا با خود ببرد چون غیر ممکن است ولی می توان از همه شکستها و تجربه های تلخ سالهای قبل درس گرفت برای شروع بهتر یک سال نو ٬ زندگی نو و عادتهای جدید !
قطار زندگی با شادی و غم ما از حرکت باز نخواهد ایستاد و زندگی همیشه جریان خواهد داشت پس چه بهتر که اگر زمین خورده ایم یا مایوس و ناامید شده ایم دستمان را به زانو بگیریم ٬ برخیزیم ٬ یا علی بگوییم و دوباره ادامه دهیم ولی تجربه های حاصل از شکست را فراموش نکنیم و نگذاریم مسیر زندگی دوباره ما را به سوی ساده لوحی و اشتباهات قبلی سوق دهد .
و یادمان باشد تا شقایق هست زندگی باید کرد ...
یاداشتهای یک زن , همسر , مادر ...