برگشتن  به خانه همیشه دلپذیر است ٬ مخصوصا اگر بعد از یک مسافرت خوب و خاطره انگیز باشد ...

از امروز زندگی ضرب آهنگ معمولی خودش را آغاز کرد ولی با یک ویژگی خاص ٬ امسال بعد از دو سال و نیم دوباره به فعالیتهای روزمره شخصی خودم که برایم بسیار مهم است بازگشته ام . اصولا معتقدم که هر شخصی باید زمانی از روز را به خود و علایق شخصی اش اختصاص دهد حتی اگر یک یا دو ساعت باشد . اختصاص این زمان هر چند کوتاه به خود باعث می شود که شخص انرژی ٬ توان و حوصله کافی برای سرویس دادن به بقیه افراد منزل را در بقیه ساعات روز داشته باشد . من بجای اینکه در تمام مدت روز بر سر همسر و فرزندانم غر بزنم که تمام وقت و جوانیم را به پای آنها می ریزم و منت بگذارم برای انجام آنچه وظیفه ام محسوب می شود ٬ به آسانی زمانی از روز را به خودم اختصاص می دهم و بقیه روز را شاد و آرامم (البته نه همیشه! ) .

بر مبنای همین نظریه      از امروز کلاس مکالمه زبان انگلیسی را که مدتها بود برایش نقشه کشیده بودم ٬ شروع کردم . چند سالی (در ایران) در آن سوی نیمکت بودم و تدریس می کردم . حس برگشتن به این سوی نیمکت و آموختن مثل برگشتن به خانه دلپذیر است ...