شروعی نو
امروز دهه ۳۰ زندگیم را به پایان بردم و پا به دهه ۴۰ گذاشتم ![]()
اگر عمر مفید انسان را ۸۰ سال فرض کنیم من نصف راه را رفته ام و نصف دیگر راه مانده ... در این سالها که گذشت خیلی چیزها یاد گرفته ام که بنا دارم در نیمه دوم زندگیم بکارشان ببندم پس همین جا عهد می کنم :
- هرگز خدا و عشق به او را فراموش نکنم ... چرا که معتقدم تنها خداست که شایسته عشق و اعتماد مطلق ماست
.
- همواره به پدر و مادرم افتخار کنم و همیشه به یادشان باشم .
- هرگز یوگا و مراقبه را ترک نکنم .
- هرگز ریشه هایم را از یاد نبرم ٬ از یاد نبرم که چه کسی بودم و از کجا آمده ام .
- زمان بیشتری را با فرزندانم بگذرانم و از وجودشان همین حالا که در خانه هستند لذت ببرم چون ماندشان با من دیرزمانی نخواهد پایید .
- به فرزندانم بیاموزم که به عنوان یک ایرانی سربلند آنچه خواهیم شد به اندازه آنچه بوده ایم اهمیت دارد پس بکوشند افتخاری برای میهنشان کسب کنند نه اینکه تنها به گذشته و نیاکانشان ببالند .
- هرگز از آموختن دست نکشم ٬ حتی اگر احساس کنم توانایی یادگیریم نسبت به سالهای قبل کمتر شده .
- اگر دوست دارم فن یا هنری را بیاموزم هر چه زودتر دست بکار شوم ( در صدر این لیست کار بیشتر روی عکاسی و آغاز نواختن دف است ) .
- کتابهای بیشتری بخوانم .
- بیشتر بخندم و کمتر غر بزنم .
- هرگز برای خدمتی که به دیگران کرده ام ٬ منت نگذارم .
- بیشتر آشپزی کنم چون از این کار لذت زیادی می برم .
- بیشتر ببخشم و کمتر برنجم .
- همیشه قدردان کسانی باشم که لطفی در حق من کرده یا چیزی به من آموخته اند .
- برای شاد کردن خودم در زندگی به دنبال معجزه نباشم ٬ گاهی می توان با نوشیدن یک لیوان قهوه در یک جای دنج تجدید قوا کرد ! حالا اگر دوست همدلی هم در کنارت باشد ٬ دیگه چه بهتر ![]()
- و در آخر اینکه هرگز رسیدگی به پوستم را فراموش نکنم ! چون ترسوتر از آن هستم که در آینده سراغ بوتوکس و فیلتر و لیفتینگ و ... بروم ![]()
یاداشتهای یک زن , همسر , مادر ...