با شیفتگی خاص همه نوعروسان عاشق می گوید « من خیلی خوش شانسم ! آخه می دونی این روزها عاشق شدن خیلی سخته .... »

می خندم و می گویم « شاید حق با تو باشد ولی هنوز یک مرحله سختتر پیش رو داری »

باشیطنت می پرسد « مادر شدن ؟ »

سرم را تکان می دهم و می گویم « نه عزیزم ٬ عاشق ماندن .... »

با حیرت نگاهم می کند و می گوید « یعنی چی ؟ »

می خندم و می گویم «  بگذار چند سال بگذرد .... خودت می فهمی ! »