عشق !
با شیفتگی خاص همه نوعروسان عاشق می گوید « من خیلی خوش شانسم ! آخه می دونی این روزها عاشق شدن خیلی سخته .... »
می خندم و می گویم « شاید حق با تو باشد ولی هنوز یک مرحله سختتر پیش رو داری »
باشیطنت می پرسد « مادر شدن ؟ »
سرم را تکان می دهم و می گویم « نه عزیزم ٬ عاشق ماندن .... »
با حیرت نگاهم می کند و می گوید « یعنی چی ؟ »
می خندم و می گویم « بگذار چند سال بگذرد .... خودت می فهمی ! »
+ نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 23:0 توسط پیمانه
|
یاداشتهای یک زن , همسر , مادر ...