قند پارسی

زندگی در کشوری غیر از کشور خودت خوبی ها و بدی های زیادی دارد . دانه درشتهای لیست خوبها و بدها را همه می دانند ولی در این میانه جزییات ریزی وجود دارد که درک نمی شوند مگر اینکه خودت وسط گود قرار بگیری ...
یکی از این ها حرف زدن بچه هایی است که ساکن این ور آب هستند !!!
زمانی که ما از ایران مهاجرت کردیم محمد تقریبا ۴ ساله بود و از آنجا که مادر وراجی داشت که از روز اول تولد دایم با او حرف می زد ٬ زبان پارسی را به خوبی صحبت می کرد و حدود دو سال هم به مهد کودک رفته بود و کلی شیرین زبانی می کرد . یکی از نگرانی های من از اولین روزهای ورود این بود که محمد انگلیسی را در حد چند کلمه دست و پا شکسته که در مهد آموخته ٬ بلد است و حالا در مدرسه ای که هیچ کس پارسی بلد نیست چه بر سرش خواهد آمد . وقتی در مورد این موضوع با سر مربی پیش دبستانی صحبت کردم گفت " می توانید برای کمک به او در خانه انگلیسی صحبت کنید ... " خوب ! آنها که مرا می شناسند می دانند که من بدجوری روی فرهنگ و زبان و ایرانی بودنم غیرت دارم و نمی شود از این شوخی ها با من کرد ٬ این بود که جواب دادم " نه ! محمد انگلیسی را به هر حال می آموزد . شش ماه دیر یا زود فرقی نمی کند ! من نمی خواهم فرزندم زبان مادری اش را فراموش کند " و حق با من بود ! محمد انگلیسی را آموخت بدون اینکه پارسی را فراموش کند . اگرچه گاهی وقتها که در مورد مطلبی از مطالب درسی اش با مخلوطی از انگلیسی و پارسی بحث می کند ٬ من با قیافه حیرت زده نگاهش می کنم و بعد که به فرهنگ لغت مراجعه می کنم می بینم داشته در مورد دستگاه تولید مثل قورباغه یا مدارهای موازی الکتریسیته صحبت می کرده و من
...
اما در مورد غزل قضیه خیلی پیچیده تر است . او اینجا به دنیا آمده ٬ زبان باز کرده و به مهدکودک می رود هر چقدر هم که ما در خانه با هم به زبان پارسی صحبت کنیم باز جمله بندی های خنده دار او بیشتر بر پایه زبان انگلیسی است و برای من آزاردهنده . در صحبت با سایر مادرها به این نتیجه رسیدم که این موضوع در مورد اکثر بچه هایی با موقعیت غزل صدق می کند . رایج بودن این مطلب چیزی از نگران کننده بودن آن کم نمی کند چون معتقدم هر فردی باید زبان مادری خود را بشناسد و این وظیفه ما والدینی است که بچه هایمان را که از اصل و ریشه دور کرده ایم تا آنها را به این کار وا داریم و این ضرورت را برایشان تعریف کنیم . در عین حال فکر می کنم ظالمانه است از بچه ای که در مدرسه ٬ زمین بازی و ... تنها به زبان انگلیسی (یا هر زبان دیگری ) صحبت می کند ٬ توقع داشت که مثل بچه های ساکن ایران پارسی را سلیس و بدون اشکال صحبت کند و به دنبال راههایی هستم تا بدون فشار آوردن به محمد و غزل بطور غیر مستقیم نحوه حرف زدن آنها را اصلاح کنم . ساده ترین روشها مثل ترجمه جمله ها و سوالهای انگلیسی بچه ها به فارسی سپس پاسخ دادن به آنها یا خواندن کتاب های پارسی زبان نتایج خوبی دارد به علاوه محمد یک معلم فوق العاده دارد که تخصصش آموزش پارسی به بچه هایی مثل اوست و من امیدوارم روزی برسد که هر دو تا بتوانند به زبان مادری خود بطور معقولی حرف بزنند ٬ بخوانند و بنویسند . ![]()
یاداشتهای یک زن , همسر , مادر ...