از من ... برای تو

شخصی - خانوادگی

رهایی !

امروز استاد یوگا گفت " وابستگی ذهنی و عاطفی شما به هر فردی باعث می شود که به همراه فراز و نشیب های روحی او ٬ شما هم دچار آشفتگی ذهنی شوید و آرامش درونیتان مختل شود . پس رها شوید از هر گونه وابستگی به پدر ٬ مادر ٬ همسر ٬ فرزند و به عزیزانتان دلبسته باشید نه وابسته ... "

و من از امروز صبح تا بحال فکر می کنم که چقدر رسیدن به این مرحله سخت است و چه تلاشی می طلبد !!!

 شاید بهتر است رسیدن به این مهم برای همه ما در دستور کار سال جدید قرار گیرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 23:14  توسط پیمانه  | 

خانه تکانی باورها

متن زیر توسط ایمیل به دستم رسید و از خواندن آن لذت بردم . این نوشته یک بار دیگر درستی سخن همیشگی استا یوگا را اثبات می کند " شما همان هستید که می اندیشید ... "

 

چقدر خوبه كه هر از گاهی باورهايمان را يه مروری كنيم. بد نيست آدم چند وقت يه بار ذهنيات و تفكراتش رو خانه تكانی كنه .واضح تر بگم.ما در مورد رفتار و افكارمون بيشتر از اونيكه فكر كنيم بر حسب عادت فكر ميكنيم و عمل ميكنيم. براي چند لحظه بدون تعصب اين مطلب رو بخونيم. قبول؟!

قبل از ادامه بحث ازمايش زير را بخوانيد خيلی جالب و خواندنی است:

باور ها

 دانشمندان براي بررسی تعيين ميزان قدرت باورها بر كيفيت زندگی انسانها آزمايشی را در « هاروارد يونيورسيتی » انجام دادند :

 80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب كردند . يك شهرك را به دور از هياهو برابر با 40 سال پيش ساختند . غذاهای 40 سال پيش در اين شهرك پخته ميشد . خط روي شيشه هاي مغازه ها ی ، فرم مبلمان ، آهنگهای فيلم های قديمی ، اخباری كه از راديو و تلويزيون پخش ميشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند :

 تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خميدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، ميزان فشار خون ... بعد اين 160 نفر را به داخل اين شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الي 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می ايستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكي شدن كرد ، چين و چروكهای دست و صورت از بين رفت .

علت چه بود ؟

خيلي ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .

 انسانها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند . باورهاي آدمي است كه در هر لحظه به او القا ميكند كه چگونه بينديشد .

اصولا فرق بين انسانها ، فرق ميان باورهای آنان است . انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقيت را براي خود خلق ميكنند . انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت ميروند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود ميرسند .

قانون زندگی قانون باورهاست . باورهای عالی سرچشمه همه موفقيتهای بزرگ است . توانمندی يك انسان را باورهای او تعيين مي كند ..

انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق ميكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی ميسازند . زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه ها ، انديشه ها عامل اوليه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:18  توسط پیمانه  | 

و باز هم یوگا ...

بعد از یک تابستان طولانی ٬ اولین جلسه کلاس یوگا و دیدن دوستان قدیمی ٬ مثل نوشیدن یک فنجان چای داغ بعد از یک روز خسته کننده لذت بخش بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 0:45  توسط پیمانه  | 

یک مسئله عجیب به نام تصویر ذهنی

 

استاد یوگا همیشه می گوید :

شما همان هستید که می اندیشید ! 

امروز نامه زیر را دریافت کردم که درستی گفته بالا را اثبات می کند ! بخوانید ...

 

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود .

 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید

نورمن وینست پیل

 

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:32  توسط پیمانه  | 

درختان بخشنده !

 

استاد یوگای من می گوید :

 مثل درخت باشید ٬ ببخشید بدون آن که در مقابل انتظار بخشش یا پاداش داشته باشید . درختان آلودگی ها را از زمین و آسمان گرفته و آن را تبدیل به هوای سالم و غذا برای سایر موجودات زنده می کنند . آنها از زشتی ٬ زیبایی می آفرینند بدون آن که بر سر دیگران منت بگذارند . 

و در سخنی دیگر ٬ جبران خلیل جبران می گوید :

حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:56  توسط پیمانه  | 

یک تجربه !

 

یکی از اساسی ترین ذکرهایی(مانترا) که استاد من هر دو سه جلسه یکبار از ما می خواهد آنرا تکرار کنیم  ٬ این جملات است " من تغییر پذیر اما خستگی ناپذیرم ! من با یوگا سلامتی و نشاط روزافزون خواهم یافت ... " همیشه این جملات را تکرار می کردم و باورشان دارشتم ولی حکایت زیر درستی بی چون و چرای آنها را برایم اثبات کرد . 

 دو جلسه است که خانم مسن و دوست داشتنی مهمان ما در کلاس یوگا است . در نخستین جلسه  استاد از او خواست تا برای ما از تجربیاتش با یوگا بگوید و مهمان متین ما چنین گفت ...

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 21:59  توسط پیمانه  | 

هوشیاری با چشمان بسته !

 

رودی را در نظر بگیرید که پر آب و خروشان جاری است و در نهایت به پنج نهر بزرگ و کوچک تقسیم می شود .

یکی از این نهرها پر آب تر و قویتر از بقیه است . 

تصور کنید راه این نهر بسته شود !

چه اتفاقی می افتد ؟

واضح است که آب بیشتری به چهار نهر دیگر وارد می شود و آنها قویتر خواهند شد .

 

مثال بالا توجیه استاد یوگا است برای ضرورت بستن چشمها در زمان یوگا و مراقبه ...

رود اصلی همان آگاهی ما است که به پنج نهر کوچک یا همان حواس پنجگانه ما جاری می شود . قویترین حس ما در بیشتر موارد حس بینایی است که با مسدود شدن آن آگاهی بیشتری به حواس دیگر جاری می شود . حواس مورد نظر یوگا بصورت خاص لامسه (حس جاری در حرکت) و شنوایی (گوش سپردن به استاد) است .

 پی نوشت : اگر دقت کنیم ٬ خیلی وقتها ٬ ناخود آگاه ٬ از تکنیک بستن چشمها برای تقویت سایر حواس استفاده می کنیم . وقتی گل خوشبویی را می بوییم معمولا ناخود آگاه چشمانمان را می بنیدم یا وقتی به موسیقی مورد علاقه مان گوش می دهیم یا خوراکی لذیذی را می چشیم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 17:38  توسط پیمانه  | 

پاسخ به یک دوست ندیده !

 

دوستی پرسیده بود " شما خیلی از یوگا و شفابخشی آن گفته اید !؟ مگر فرق این ورزش با سایر ورزشها چیست ؟ "

دوست عزیز در اصل یوگا ورزش نیست !

یوگا نوعی فلسفه کهن است . نوعی فلسفه بهتر زیستن ... علاوه بر این یوگا دارای زیر شاخه های متعددی است که با یک جستجوی ساده در اینترنت از فراوانی آن حیرت می کنید و پی می برید که یوگا خیلی گسترده تر از حرکات بدنی است . در واقع آن چه بصورت عمده در ذهن مردم به عنوان یوگا جا افتاده حرکات بدنی (یا همان آسانا) است که تنها بخشی از شاخه های هاتا یوگا و کندالینی یوگا محسوب می شوند . 

 آسانا در یوگا به همراه تنفس همزمان با حرکت ٬ تمرکز بر روی اندام یا اندام هایی از بدن که در گیر حرکت است و مکث در حرکت انجام می شود و همین فرق این حرکات بدنی با سایر ورزشها است . علاوه بر این تنفس های مستقل و مراقبه به شکل های گوناگون یوگا را از سایر ورزشها متمایز می کند .

 

پی نوشت : برای آشنایی با زیر شاخه های اصلی یوگا و اطلاعات بیشتر به وب سایت رسمی یوگا پیام مهر مراجعه کنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:41  توسط پیمانه  | 

سخنی از لوئیس توماس

 

احتمالا انسان یگانه مخلوق نگران خدا بر روی زمین است ٬ نگران زندگی ٬ بیمناک از آینده ٬ ناخشنود از لحظه حال ٬ ناتوان در حل مسئله مرگ و عاجز از رسیدن به آرامش

                                                                                      


       

 و این جاست که ایمان مطلق و خالص به خدا و بهره گرفتن از فلسفه کهنی مثل یوگا می تواند انسان را به آرامش برساند .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 2:3  توسط پیمانه  | 

 

بدن شما معبد پرستش خداست ...

به بدن خود احترام بگذارید و به آن عشق بورزید .

 

از سخنان امروز استاد یوگا

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 20:38  توسط پیمانه  | 

خود

 

 

چشمانتان را ببندید و با خود خلوت کنید ...

دریچه های ذهنتان را به روی دنیای بیرون ببندید و به سمت دنیای درون باز کنید .

در درون خود سکوت کنید !

در این لحظه حسی در درون شما جاری است ... آن را قضاوت نکنید ٬ به خوب و بد آن فکر نکنید . تنها سعی کنید آنرا بشناسید و به آن نامی دهید . 

این حس ممکن است بی تفاوتی ٬ خستگی ٬ شادی ٬ آرامش ٬ نگرانی ٬ اضطراب ٬ محبت ٬ عشق ٬ نفرت ٬ ترس یا هر حس دیگری باشد ... به آن توجه کنید .

 

اولین قدم در راه شناخت خود درک درست احساست درونی  و توجه به آنهاست .

 

سخنان امروز استاد یوگا در هنگام مراقبه

 


خیلی خوبِ که وقتی کلافه و آشفته هستیم از این روش برای شناسایی عامل آشفتگی استفاده کنیم . امتحان کنید  !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 1:27  توسط پیمانه  | 

یوگا

 

۵ سال پیش یوگا زندگی مرا دگرگون کرد .

این یک واقعیت است . بعد از شرکت در اولین جلسه یوگا استادم از من پرسید "چه احساسی داشتی؟" و من صادقانه جواب دادم "احساس می کنم جعبه جواهری را پیدا کرده ام که در تمام زندگی با من بوده ولی من از داشتن آن بی خبر بودم" . یوگا از یک آدم عصبی ٬ نگران و همیشه خسته یک آدم آرام و صبور ساخت . دگرگونی من بقدری زیاد بود که محمد با وجود اینکه در آن زمان شش سال بیشتر نداشت ٬ متوجه آن شد "مامان ٬ شما دیگه مثل قبل عصبانی نمی شوی و سر من داد نمی زنی... "

یوگا باعث تغیر نوع نگاه من به زندگی شد . الان مدتها است که طعمها ٬ رنگها و مناظر را جور دیگری می بینم و وقایع را از منظر دیگری می نگرم . حضور خدا و حکمت بی پایانش در زندگی من پررنگتر و  عمیقتر شده و رابطه من با سایر انسانها بهبود پیدا کرده . حالا در پس هر اتفاقی هر چند به ظاهر تلخ حکمتی را حس می کنم که شاید در آن لحظه خاص از آن بی اطلاعم ولی دیر یا زود به آن پی خواهم برد ٬ اگر خوب بنگرم .

رفتن به کلاسهای یوگا و انجام آساناها و مراقبه در طول مدتی که غزل را باردار بودم٬ باعث آرامش و اطمینان در این دوران و زایمانی همراه با اعتماد به نفس شد . دغدغه های نگهداری از کودکم بدور از خانواده ای که کمکم کنند ٬ در دو سال گذشته نگذاشت که کلاسهایم را بصورت رسمی ادامه بدهم . البته اثرات شفابخش یوگا همچنان با من ماند و با انجام گاه به گاه یکی دو آسانا و مراقبه در هر زمانی که پیش می آمد ٬ ارتباط خودم را با یوگا حفظ کردم ...

شروع دوباره جلسات یوگا بسیار لذت بخش است و من احساس می کنم  جعبه جواهر گم شده ام را دوباره پیدا کرده ام ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 19:56  توسط پیمانه  |